parand

parand

اجتماعی


-


نفرین نامه شرمت باد ای دستی كه بد بودی بدتر كردی
هم*بغض معصومت را نشكفته پرپر كردی
هم*بغض معصومت را نشكفته پرپر كردی
ننگت باد ای دست من ای هرزه گرد بی*نبض
آن سرسپرده*ات را بی یار و یاور كردی
ای تكیه داده بر من ای سرسپرده بانو
با این نادرویشی ها آخر چرا سر كردی
دستی با این بی رحمی دیگر بریده بهتر
بر من فرود آر اینك بغضی كه خنجر كردی
بر من فرود آر اینك بغضی كه خنجر كردی
سربرده در گریبان بی خودتر از همیشه
حیفت نهایتی كه با من برابر كردی
ای تكیه داده بر من ای سرسپرده بانو
با این نادرویشی ها آخر چرا سر كردی
دستی با این بی رحمی دیگر بریده بهتر
بر من فرود آر اینك بغضی كه خنجر كردی
بر من فرود آر اینك بغضی كه خنجر كردی
زهر این نفرین نامه جای خون در من جاری
این آخرین شعرم را پیش از من از بر كردی
ای تكیه داده بر من ای سرسپرده بانو
با این نادرویشی ها آخر چرا سر كردی
دستی با این بی رحمی دیگر بریده بهتر
بر من فرود آر اینك بغضی كه خنجر كردی
بر من فرود آر اینك بغضی كه خنجر كردی
زجری همیشه بهتر با من ترحم هرگز
بر من فرود آر اینك بغضی كه خنجر كردی بر من فرود آر اینك بغضی كه خنجر كردی
دستی با این بی رحمی دیگر بریده بهتر
بر من فرود آر اینك بغضی كه خنجر كردی